سلام... چی باید بگم؟...حوصله ندارم هیچی... این هفته هفته خیلی گندی بود... ۲ -۳ بار اعصبانیت... در حد فریاد سره یکی از دوستان به توصیه دوست دیگر... یکی از بچه ها که ما بهش میگیم جوجه عقاب هی سره صبحی سوالای چرتو پرت میپرسید... یکی از اینترنا برگشت گفت جان ما یکم عصبی شو اینو بنداز بیرون... ما هم قاطی کردیم... دستم کوبیدم رو صندلی پاشدم گفتم بیاااااااااااااا بروووووووووو رد کارت دیگه جوجه سره صبحی اعصاب همرو بهم ریختی پاشو برو دیگگگگگگگه... بدبخت داشت کیک میخورد... دیدم چشاش گشاد شده... با سرفه میگه داشتم چیزی میخوردماااا خندم گرفته بود... دلم هم براش سوخت... خیلی با جنبس... بعداز ظهر رفتم ازش عذر خواهی کردم... فرداش باز دعواش کردم **************************************************************** یک نفر بد جوری حالمو گرفت... شخصیتمو... ابرومو.... غرورمو... همرو له کرد... برای اولین بار بود واسه حرفه کسی اشک تو چشام جمع میشد... ادم از این حرصش میگیره که پشت سرت حرف میزنن... مردی بیا جلو روم بگو... جوابتم بگیر... ***************************************************************** رفته بودم خونه دوستم... دوستم ازدواج کرده... ولی پزشکی نمیخونه... بومی همینجا هست... رفت بچه همسایشو اورد ... چه بچه گوگولی داشت.. یک عالمه باهش بازی کردم... معاینش کردم گفتیم واسه اخرتمون خوبه... فردا دوستم زنگ زد پاشو بیا کارت دارم... گفتم من که دیروز اونجا بودم... گفت همسایمون کارت داره من: همسایتون؟ دوستم: اون روز که اومده بودی پرسید دوستت چی کارس گفتم پزشکی میخونه... با یک اه دلی گفت: کاش میگفتی من میومدم دردامو بهش میگفتم... من: خوب پاشه بره دکتر... دوستم: شوهرش نمیزاره... من: یعنی چی؟ دوستم: نمیزاره بره بیرون... نمیزاره دوست دااشته باشه... نمیزاه دکتر بره... گوشی رو که گذاشتم دلم کلی گرفت... مگه برده گرفته والا برده هم بگیری دکتر میزاری بره... میخواد بکشتش بعد بره یکی دیگه بگیره احتمالا... ما امدم با برادر محترم درد و دل کنیم... موضوع رو که گفتم براش گقت: ای ول با این زنا یاید همین طوری رفتار کنی وگرنه مثه تو به روشون میره بالا...بعد دیگه خدا رو بنده نیستن ... به اون میگن مردایرانی...مرد باید اینطوری باشه... منم عصبی تررررررررررررررررررررق گوشی رو گذاشتم... بدبخت شوخی میکرداا بعد اس ام اس زد گفت خیلی بی جنبه شدی هااااااااا فردا که رفتم اونجا فهمیدم تمام مشکلاتش عصبی هست ****************************************************************** جمعه سره یک کوچه وایستاده بودم...یک دختره از ماشین پیاده شد... همچین راه میرفت ... با غرور... خوشحال بود... انگار یک اتفاق قشنگ تو زندگیش افتاده بود... (اینا رو همرو خودم تشخیص دادم هاااااا) یهوووووووووو دیدم یک ۲۰۶ از پشت سرش داره با سرعت میاد... فرمون کج کرد به طرفش بوووووووووووووووووووووف زد بهش گازو گرفت رفت... من واقعا شوکه شده بودم... داشتم فکر میکردم خوابم یا بیدار... الکی غر نزنین شما هم همچین صحنه ای رو میدین شوکه میشدیم... چه ربطی داره پزشکی میخونی یا نمیخونی... یاد یک اتفاق افتادم... دوستم همون موقع اومد... دختر رو بهش نشون دادم... دوید طرفش که بزارتش تو ماشین... بهش میگم وایستا زنگ بزنیم اورژانس... گفت نه... دیر میاد دیوونس... من تجربه دارم... تو راه کلی چرتو پزت بهم گفت... تو چی یاد گرفتی؟؟؟ یاد گرفتی که مثه ادمای معمولی وایستی نگاه کنی؟ شاید راست میگفت... به هرحال من شوکه شدم... بعدم اون همون لحظه اومد... خیلی هم صبر نکردم... یک کم دیرتر میومد بالاخره یک کاری میکردم... *************************************************************** و اما بالاخره یک اتفاق تقریبا خوب... یک دختر خیلی ناز بود که این اپاندیسش ترکیده بود... شکمش متورم و سفت شده بود ... باباش بهش میگفت دلت درد میکنه؟ ابروهاشو مینداخت بالا میگفت نه من پرسیدم گفت نه انترنه ازش پرسید بازم گفت نه... یک کم گذشت دیدم داره به خودش میپیجه... رفتم بهش گفت دلت درد نمیکنه؟ گفت نه... شروع کردم باهش به بازی و شوخی... یک کم باهم دوست شد... بهش گفتم مطمئنی دلت درد نمیکنه؟ گفت: حالا... یک کوچولو... منم دویم رفتم به باباش گفتم درست شد برین برگه هارو امضا کنید... باباش رفته بود بهش گفته بود باز گفته بود نه درد نمیکنه... باز من رفتم گفتم مگه خودت نگفتی دلت درد میکنه؟ گفت نه... دروغ گفتم... تو دلم:عجب بچه ی خیره ای هست هاااااااااااا بار دوباره باهش صحبت کردم... دلم نمیومد دعواش کنم... خیلی ناز بود... بعد گفت:دلم درد میکنه... گفتم: براچی از اول نگفتی؟ گفت: (با شک) میترسم من: از چی؟ گفت : از اتاق عمل... من: ترس نداره...اگه من باهت بیام بازم میترسی گفت:(با دو دلی) میای؟ من : معلومه... خلاصه ما اینو بردیم ... بالا سرش بودم تا بیهوشش کردن... بعدش باباش اومده بود کلی ازم تشکر کرد... حسابی حال کردیم... اخه اینجا کسی از ما تشکر نمیکنه... حالا این خانوم کوچولو اومده بود منو ببینه... یک عالمه جاهارو گشته بود... کلی خوشحال شدم... نامرد یک رانی با یک چیپسم زد به گردن مااااااااااااااا اینقده ناز میخورد... خیلی روحیم عوض شد با دیدنش... ****************************************************************** دپرسم از نوع ماژورش... خوب خیلی اتفاقا رو نمیشه تو وبلاک نوشت... حوصله نت رو دیگه ندارم... بچه های وبلاکستان هم سرشون تو کاره خودشونه.... زندگی دارناااااااااااااا بعدم معتاد شدم به نت ... میخوام ترکش کنم... شاید همین فردا برگردماااااااااااااااااااا ولی سعیمو میکنم وااااااااااااااااااااااااای داشت یادم میرفت هااااااااااااااااااااااا تولد نسرین جونم مبارک... خیلی دوست دارماااااااااااااااااااا... فعلا... خبر: «دومین سمپوزیوم اخلاق و حقوق پزشکی برگزار شد.» در اختتامیه این سمپوزیوم بعد از سخرانی مسئولین محترم اعم از وزیر، دبیر، صغیر و کبیر مجری محترم بیانیه انتهای سمپوزیوم را با صدای قرا و شیوایی قرائت فرمود. این بیاینه که قسمتی از آن در ذیل آمده است حقوق متقابل بیمار و پزشک، پزشک و بیمار، وزارت و پزشک، آبدارچی و پزشک، انرژی هسته ای و پزشک، پزشک با پزشک، بمب خوشه ای و پزشک، فشار سنج و پزشک و ... را بیان و تدوین نموده است. متن بیانیه اختتامیه: از تمام پزشکان حاذق و با اخلاق می خواهیم که شخصیت خودشان را حفظ کرده و حقوق ذیل را متقابلا رعایت فرمایند. 1- بیمار حق دارد که در هر شرایطی از پزشک درخواست کند که فشار خونش را بگیرد چه در مطب باشد، چه در درمانگاه، چه در خیابان، چه هنگامی که پزشک دارد بچه اش را عوض می کند و هر حالتی که ما از گفتنش شرممان می شود. 2- تبصره فوق شامل تمام پزشکان می شود حتی شما آقای فوق تخصص ریه چپ که سالی شش ماه در دانشگاه بوستون درس می دهید. 3- به علت افزایش تعداد پزشکان عمومی و متخصص در پایتخت، تا اطلاع ثانوی پزشکان با کد نظام پزشکی زوج در روزهای زوج و پزشکان با کد فرد در روزهای فرد طبابت کنند. 4- درست است که نباید به بیمار به عنوان یک کالای مصرفی نگاه کرد ولی خودتان خوب می دانید که اعضای پیوندی آن به پزشکان تعلق دارد. 5- آن ابن سیناست که هم عارف بود، هم فیلسوف بود، هم شیمیست بود و هم طبیب و مردم را مجانی مداوا می کرد. شما همان یک پزشک ساده هستید که باید پولتان را بگیرید و به فکر بدبختی هایتان باشید. ابن سینا که پول برق و آب و گاز و اجاره خانه و عوارض شهری نمی داده است. خدایش بیامرزد. 6- اگر حس می کنید که تمامی مسئولین وزارت خانه شما را فقط به دید یک کارمند ساده نگاه می کنند، برای آرامش روحی و روانیتان مدام دوران انترنی خودتان را به یاد آورید. مسئولین همان استادهای شما هستند. 7- بهای ویزیت ملاک نیست. در برابر مالیات تمام انسان ها برابرند حتی یک پزشک عمومی و یک پزشک متخصص. 8- اگر بنزین گران شد، اگر پودر لباس شویی قیمتش بالا رفت، اگر قیمت مسکن سر به فلک کشید هیچ نگران نباشید، بهای ویزیتتان را افزایش دهید. 9- در برابر بیمار مقاومت نکنید. هر چه خواست برایش در نسخه بنویسید. او پول ویزیتش را داده و هر چه بگوید درست است. حتی اگر برای کمردردش، «راوکوتان» بخواهد. 10- پارسی را پاس بدارید و برای بیمارتان داروی ایرانی تجویز کنید حتی اگر بمیرد زیرا که شاعر می گوید: «چو ایران نباشد تن من مباد» تبصره خاص: از خانم دکترهای با وجدان تقاضامندیم که اگر ماشین شان در 24 ساعت شبانه روز، 18 ساعت در دست پسرشان است، هنگام فروش ماشین شان نگویند که ماشین مال یک خانم دکتر است. این درخواست از سوی صنف نمایشگاه داران اتوموبیل برای ما ارسال شده است. در انتها از تمامی حضار در این سمپوزیوم تشکر کرده و می خواهیم که بااخلاق باشید حتی اگر در هفته سه شب شیفت هستید، روزی 124 مریض را ویزیت می کنید، خودتان حق نداشته باشید مریض شوید و حقوقتان با کسر مالیات خرج بنزین رفت و آمدتان هم نشود. تا سمپوزیومی دیگر خداحافظ. ********************************************************************* به سلاا ا اا ا ا ا ا ااااا اااااااااااااا ااااا دوستان اخخخخخخخخ میبینم که دلتون هم برام تنگ نشده مرده زنده بودنم هم فرقی نمیکنه براتون خوب... روزای باحالی رو میگذرونم... دپرس نیستم... به قول یکی که عشق انگلیشه دیپرس بی سواد... سرم کلی شلوغه صبح بیمارستان... مقداری از ظهر کلاس... بعد سلف کم کم داره یک چیزایی دستم میاد ... دارم طعم پزشک بودنو میچشم...البته هنوز خیلی مونده هااااا... دیگه واسه کارای قبلیم خودمو سرزنش نمیکنم... بععععد دیگه چی؟ اهان همیشه این موقع سال یک ادم فسورده ای بودم ولی الان نیستم... پوست کلفت شدم انقده این اتندا بهم گیر میدن ... ولی کیه که محل بده... سوتی پشت سوتی... اونم جلوی ۷۰ -۸۰ نفر بزرگتر و با اطلاعات تر از خودم... (حالا اونطوری هم که میگن بی خیال نیستم دیگه نامردی نکنید... گریمو میکنم... به تقاضای یکی از دوستان طنزای نبوی رو تا چند وقت بیخیال میشم... این ساراناز دروغ میگه بچه دومش از من نیس... از نسرینه ... اینا دست به یکی کردن... میخوان خرج بچرو بندازن رو دست ما.... دوست دارم بنویسم ولی هیچی یادم نمیاد... خوب پس بسه دیگه... اهان توضیحات وبلاگ هم تازه واردا بخونن... تولدم هم مبارک... سعی میکنم سر بزنم... تا اونجایی که بتونم... جایزه بهترین نورپردازی، به "هیات همراه رئیس جمهور در نیویورک" بخاطر ایجاد توهم وجود هاله نور در سازمان ملل، در فیلم " همه مردان رئیس جمهور" جایزه بهترین صدابرداری سرصحنه، به سعید جلیلی بخاطر ایجاد سکوت مطلق و حضور بی سروصدا در همه صحنه ها، بخاطر فیلم " آخرین باباکرم در پاریس" جایزه بهترین جلوه های ویژه، به گروه گرافیک سپاه پاسداران، بخاطر استفاده بهینه از فوتوشاپ به جای تولید موشک، در فیلم " اژدها صادر می شود" جایزه بهترین جلوه های ویژه صوتی، به حاج منصور ارضی بخاطر اجرای دقیق و همزمان نوحه خوانی سنتی همراه با فحش ناموسی در جریان انتخابات، در فیلم " مرثیه برای دوست" جایزه بهترین تدوین با انگشتر، به گروه اینترنتی " ناموس" بخاطر تدوین دقیق لحظات دست دادن خاتمی در ایتالیا به فیلم " قم، شهر بی دفاع" جایزه بهترین کارگردانی، به علی لاریجانی، بخاطر کارگردانی هوشمندانه و دقیق و زیرپوستی صحنه های بازگشت به قدرت در مجلس، بخاطر فیلم " موطلایی شهر ما" جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی، به محمد علی رامین، بخاطر برداشت آزاد و ایرانی شده موضوع هولوکاست از برادران اسرائیلی ها، در فیلم " کنفرانس در تهران" جایزه بهترین فیلمنامه اصلی، به احمد جنتی و گروه همکاران در شورای نگهبان بخاطر حادثه پردازی باورپذیر انتخابات نهم در فیلم " پسرخوانده" جایزه بهترین فیلم به سعید مرتضوی بخاطر ضرب آهنگ کم نظیر و دقیق و اجرای حساب شده فیلم قتل زهرا کاظمی و سایر صحنه ها، به فیلم " بعضی ها داغشو دوست دارن" جایزه بهترین فیلم خارجی، بخاطر انتخاب مناسب زمان و سوژه و کارگردانی مناسب و بازی صمیمانه و جذاب به هوگو چاوز بخاطر فیلم " زیبای سرخپوش" جایزه بهترین فیلمبرداری، بخاطر استفاده تکان خورنده دوربین در صحنه تجاوز قبل از دستگیری فیلمبردار و سایر عوامل تولید به دلیل تجاوز مدیر تولید به بازیگر زن در فیلم " کمیسر واقعا متهم می کند" جایزه بهترین فیلم مستند، بخاطر اجرای احمقانه و تصادفا مستند صحنه جعل مدرک آکسفورد و تقلب در فیلم " مرد عوضی" جایزه بهترین چهره پردازی، بخاطر استفاده از انواع سفید کننده ها در تمیز کردن رئیس جمهور و چهره پردازی مناسب وی به هوشنگ امیراحمدی در فیلم " نیویورک نیویورک" بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بخاطر حضور دائمی در همه صحنه ها بدون داشتن تاثیر بر وقایع به غلامحسین الهام، بخاطر فیلم " مرد نامرئی" جایزه بهترین سیاهی لشگر، بخاطر بازی زیر پوستی در صحنه های صامت و اجرای نقش وسایل صحنه توسط بازیگر، به منوچهر متکی، بخاطر بازی در فیلم " مردی که نبود" جایزه بهترین صحنه پردازی، بخاطر تبدیل کلیه فضاهای عادی به صحنه بازی و استفاده مجانی از صدها دوربین برای نمایش دائمی رئیس جمهور به عزت الله ضرغامی بخاطر کلیه فیلمها. جایزه بهترین نقش اول زن، بخاطر بیرون ریختن کلیه احساسات در کلیه لحظه ها، به فاطمه رجبی، در فیلم " زیبای ضدآمریکایی" جایزه بهترین نقش اول مرد، بخاطر ماندن جلوی دوربین به هر قیمت و تحمل انواع تحقیر و توهین در اجلاس ها و میهمانی ها و فحش شنیدن در صحنه دانشگاه کلمبیا به محمود احمدی نژاد بخاطر بازی در فیلم " داستانهای نیویورکی" ******************************************************************* دوستان ببخشید یه خورده بی مزه بود اصلا حس طنز فراوان نمیاد یکی باشه هر روز بیاد با خاک یکسانت کنه از من بدتر میشید... به جون خودم من درسمو خونده بودم ... تو این چند روز سعی میکنم به همه سر بزنم و از خجالتتون در بیام... خووووووووووب دیگه چی؟ هیچیییییییییییییییییییییییی... اهان یادم رفت بگم ... یک سرمایی خوردم که رو به موت شدم... خوب دیییییییییییییگه... بای ![]()
![]()
![]()
واستا خودمو یکم بکشم بدنم درد میکنه خیلی فجیعانه![]()
![]()
![]()
بعد دوباره کلاس...![]()
![]()
![]()
![]()
بعد به جای اینکه بیشتر گریه کنم میرم درس میخونم...)ولی خوب حالا گریه هم نمیکنمااااااااااااااااااااااا.... ولی ناراحت میشم.... ولی خوب ناراحت هم نمیشم.... دلخور میشم.... خوب باشه دلخورم نمیشم...خوب پس چی میشم؟نوچ ... شماها چه ادمایی هستین که میان این چرندیات منو میخونید... به هر حال هرچی هست باهش حال میکنم...![]()
![]()
![]()
میخواستم یک مطلب در مورد سودومونا بزارم پشیمون شدم دفعه بعد...
شییییییییییییییر سارا بیا کمک... من یک زن گرفتم نمیخوام رو کنم کیه... مثه تو میخوام پسره خوبی شم![]()
![]()
پسر؟![]()
![]()
![]()
![]()
بای بای![]()
ادامه مطلب
جایزه بهترین فیلم کوتاه، به اسفندیار رحیم مشائی، بخاطر دقت در فیلم بازی کردن در کوتاه ترین زمان ممکن برای دفاع از ملت اسرائیل، در فیلم " بازی بزرگان"
جایزه بهترین طراحی لباس، بخاطر یکدستی و یکرنگی کامل پوشش و تبلیغ مناسب برای کارخانه عینک ریبن به خانم پروین احمدی نژاد در فیلم " زنی که پس از انتخابات گم شد."
بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بخاطر حضور در کلیه صحنه ها بدون داشتن دلیل مشخص به عفت مرعشی( رفسنجانی) بخاطر بازی در فیلم " برباد داده"
والا هرکی جای من بود همین طوری میشد...![]()
اگه درسام بزارن...![]()
۲ تا امپول زدیم تا حالمان جا بیاد که خدا بگم چی کارش کنه ناشی خیلی بد زد.... کبود شد قده یک کفه دست![]()
بچه ها نامردی نکردن به زور تو اون سرما و سرماخوردگی من منو فرستادن ظرف بشورم![]()
![]()
![]()
![]()
هیییییییییییییییییییییی
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت
21:59 توسط پیوند| |
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت
15:54 توسط پیوند| |
اصولا نقش بازی کردن یکی از مسائل مهمی است که اگر چه در هالیوود اهمیت ویژه ای دارد، در کشور ما بیش از هالیوود اهمیت دارد، با این وجود رئیس جمهور در هفته گذشته سووال کرد که " چرا ما نمی توانیم مانند سینمای هالیوود که می تواند مفهوم مورد نظر خود را در یک قالب تاثیرگذار جای دهد، مطرح کنیم؟" و با طرح این سووال مشت محکمی به دهان هالیوود زد. در پاسخ به این سووال کارشناسان ضمن اعلام کلیه توانایی های جمهوری اسلامی و بخصوص دولت نهم در صحنه پردازی، چهره پردازی، نورپردازی، بازیگری، صدای سرصحنه، فیلم کردن مردم و استفاده از سیاهی لشگرها، اجرای جلوه های ویژه در زمان مناسب، احتمال دادند که اگر انشاء الله امسال مراسم اسکار به جای اینکه در لس آنجلس برگزار شود، در تهران و زیر نظر مسوولان محترم مملکت برگزار شود، جمهوری اسلامی و بخصوص دولت نهم می تواند در ردیف بهترین های جهان قرار گرفته و جوایز زیر نصیب دست اندرکاران صحنه های سیاسی ایران شود، تا کور شود هر آنکه نتواند دید. در همین راستا، نتایج اسکار سال آینده هالیوود که توسط وزارت ارشاد برگزار خواهد شد، به شرح زیر اعلام می شود:
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت
19:36 توسط پیوند| |



